از پس زندگان برنيامدي با مردگان در آويز
از پس زندگان برنيامدي با مردگان در آويز
اندرين مرز و بوم نميدانم چه ميگذرد! هر روز آثار تازهاي از ضعف و عجز قدرتمندان مشاهده ميگردد؛ تو گويي نهايت درجهء خشم و نفرت از اعماق وجودشان ظاهر ميگردد؛ نميدانند با آن همه غيض و غضب چه كنند؛ از ديرباز با بهائيان سر ناسازگاري داشتند؛ گرفتند و كشتند و غارت كردند و بردند و تصوّر كردند كه نور الهي را خاموش توانند نمود. نتيجهاي نگرفتند؛ با ضعفا در آويختند و تهديد كردند، تبعيد كردند؛ آوارهء بلاد نمودند؛ از خانه و كاشانه بيرون راندند؛ چندين نفر را زنده زنده سوزاندند؛ كثيري را در بند و زندان افكندند؛ امّا نتيجه نگرفتند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 13:57  توسط یک ایرانی
|