تبليغاتX
بهائیت - حل مشكل اقتصادی یا تعدیل معیشت عمومی

بهائیت

دین و جامعه ایران

حل مشكل اقتصادی یا تعدیل معیشت عمومی

حل مشكل اقتصادی یا تعدیل معیشت عمومی

ساغر

شاید اگر منصفانه بنگریم تا حد زیادی حق را به كارل ماركس بدهیم كه بسیاری از بحران های یك جامعه ریشه در مسایل اقتصادی دارد. از مسایل خانواده گرفته تا سیاست های دولتی ملی تا روابط بین المللی همه تحت الشعاع اقتصاد هستند.

تا قرن هجدهم میلادی اقتصاد از سیاست جدا بود به طوری كه تجارت های حتی خارجی در دست افراد بود و دول دخالتی در این مبادلات نمی كردند. اما بحران های بعدی از جمله واقعهء حباب ها فرمانروایان و حكومات را وارد عرصهء تصمیم گیری های اقتصادی كرد.

در تحلیل علل جنگ جهانی اول و در پیامد آن جنگ دوم، یكی از علل عمده را آن می دانند كه اقتصاد جهانی شده  در حالی كه سیاست در سطح ملی باقی مانده بود و این تناقض آتش جنگ را برافروخت.

پس در حال حاضر هیچ ایدئولوژی یا مرامی نمی تواند مانیفست خود را مطرح كند مگر آن كه نیم نگاهی هم به اقتصاد داشته باشد. دیانت بهایی نیز، كه داعیهء جهانی بودن را دارد، به نوبهء خود به این مهم پرداخته  هر چند كه اصل و چرخ محرك جامعه را اقتصاد قرار نداده است. دیانت بهایی همانند سایر ادیان معتقد است كه كسب ثروت و توجه به مادیات در حد متعادل لازم است و به هیچ وجه به دفع كامل جهان مادی نمی پردازد.

تعالیم دیانت بهایی با توجه به آن كه جسد را مركب روح می داند به امور جسمانی نیز توجه دارد و نه تنها در سطح زندگانی فردی بلكه در دامنهء جهانی نیز چشم اندازی كلی را ترسیم می كند. این تعالیم همان گونه كه نكاتی دربارهء اقتصاد یك روستا و تشكیل صندوق كشاورزان ارائه می كند، دربارهء‌ سیاست اقتصادی جهانی نیز توصیه هایی دارد.

قبل از هر چیز لازم به توضیح است كه امر بهایی یك دستگاه اقتصادی نیست همان گونه كه دستگاهی اداری یا فرهنگی یا سیاسی نیست. دیانت بهایی دینی است كه همانند سایر ادیان توجه به همهء ابعاد حیات فردی و اجتماعی بشر دارد. لذا نباید انتظار داشت كه پاسخ تمامی سؤالات و مشاكل اقتصادی و معیشتی خود را به صورتی شسته و رفته و سرراست در آثار طلعات مقدسهء این شریعت  یافت. شوقی ربانی در این باب توضیحی می دهند:

 در امر بهایی به طور كلی راجع به مسائل اقتصادی تعالیمی كه جنبهء فنی داشته باشد از قبیل امور مربوط  به بانك و قیمت ها و غیره وجود ندارد. امر بهایی اساسا دستگاه اقتصادی نیست و مؤسسین آن را نیز نمی توان متفنن در عالم اقتصاد دانست. آن چه امر بهایی دربارهء اقتصادیات به عالم افاضه كرده اصولا به طور غیر مستقیم بوده و منظور از آن اجرای اصول روحانی در تشكیلات اقتصادی كنونی دنیا می باشد. حضرت بهاءالله تعالیم اساسی چندی به ما اعطا فرموده كه در مستقبل ایام راهنمای اقتصادیون بهایی قرار خواهد گرفت تا طبق آن تعالیم مؤسساتی از برای تعدیل روابط اقتصادی عالمی تاسیس نمایند. شوقی ربانی [1]

آیین بهایی برای حل مشاكل اقتصادی هم به ظرف ناظر است و هم به مظروف؛ یعنی هم تعالیمی خطاب به فرد دارد و هم انتظاراتی از جامعه و سیاست گزاران اجتماع.

در بعد فردی سوای تاكید بر رعایت اصول اخلاقی از جمله صداقت، امانت، انصاف و امثال آن كه در تمامی شئون زندگی فرد لازم الاجراست، تاكید خاصی بر اشتغال شده است. كار خدمت بلكه عبادت است. در نظم بدیع جهان آرای بهایی " نفوس عاطله كه رغبت به كار نداشته باشند" جایی ندارند. هر كس هر محظوری هم كه داشته باشد مكلف به اشتغال است. كار علاوه بر فواید مادی دارای ارزش معنوی نیز هست. [2] در معاملات نیز تفاوتی میان مؤمن و غیر مؤمن وجود ندارد بلكه باید با كل به صورت برابر و به انصاف معامله كرد. پرداخت قرض و دین بسیار اهمیت دارد به گونه ای كه بر تقدیم تبرع و اعانات اولویت دارد.[3]

حكم دیگر دیانت بهایی پرداخت حقوق الله است. یعنی به نوعی مالیات بر درآمدی است كه به مازاد عایدی فرد تعلق می گیرد و در حد بسیار ساده می توان گفت هر گاه فرد تمامی نیازها و مخارج یك سال خود را فراهم كرد و با این وجود به میزان یك یا چند  نوزده مثقال طلا پس انداز داشت، می بایست نوزده درصد آن را به صندوق حقوق الله پرداخت كند. هیچ كس را ملزم به پرداخت آن نمی كنند بلكه این امری است وجدانی.

در عین حال افراد تشویق به پرداخت تبرع و اعانه شده اند. در این حال دیگر نه حد خاصی تعیین می شود و نه فرد خاصی. هر كس با هر میزان درآمد و توان اگر مایل باشد مبلغی از مال خود را تقدیم می كند. محور عقیدتی دیانت بهایی در این باب اصل مواسات است كه البته با مساوات متفاوت است. در مساوات قرار است همهء افراد اجتماع برابر تلقی شوند و هر كس هر میزان تلاش كه كند با سایرین بهرهء مساوی ببرد كه البته منصفانه نیست و هیچ گاه نیز در عمل قابل اجرا نبوده است. اما اصل مواسات قایل به عدم برابری توان و استعداد افراد در اجتماع است  و هر كس به قدر تلاش خود بهره می برد. در یك جامعه البته فقیر وغنی هر دو هستند اما در مواسات اصل بر ترجیح دادن دیگری بر خویشتن است. یعنی فرد غنی داوطلبانه و از روی انصاف ملاحظهء حال فقیر را می كند چون در دیانت بهایی فقرا امانت خداوند نزد ثروتمندان اند. اگر دیگری را برخود ترجیح دهی پس آن گاه شاید از قوت روزانهء خود نیز درگذری تا به دیگری یاری رسانی.

اما اگر كسی تلاش خود رانیز كرد اما مؤفق نشد مخارج خود را تامین كند چه؟ مثلا كشاورزی یك سال تمام زحمت كشید اما حین برداشت محصول آفتی تمامی زحماتش را به باد داد؟ در این حال پیشنهاد تاسیس صندوقی محلی شده است كه هفت ورودی و هفت خروجی دارد. البته به طور اختصار مثال شخص حضرت عبدالبهاء در این مورد شاید كافی باشد كه اگر كسی درآمد و مخارج اش پایاپای بود، نه به این صندوق می پردازد و نه از آن برداشت می كند. اگر كسی درآمدی بیش از مخارج داشت بسته به میزان مازاد مخارج درصدی را به صندوق پرداخت می كند و اگر كسی درآمداش كمتر از میزان موردنیاز مخارج اش بود، به او مبلغی از صندوق پرداخت می شود. مخارج از كار افتادگان، بیوه ها و یتیمان نیز از این صندوق تامین می شود. از جمله ورودی های به این صندوق درصدی از مال بی وارث، گنج یافته شده، معادن، مال یافته شده كه صاحب آن معلوم نیست و امثال آن می باشد.

در كنار این صندوق و شاید به عنوان بخشی از فعالیت های آن مالیات تصاعدی بسته به میزان درآمد نیز در نظر گرفته شده است. تمامی این موارد تدابیری است برای جلوگیری ازتجمع ثروت بیش از حد در دست افرادی محدود؛ ثروت ممدوح است اگر كل اجتماع ثروتمند باشد. فقیر و غنی وجود دارند اما تفاوت ها فاحش نیست.

د ر حكم تقسیم ارث در میان وراث نیز نوعی توزیع ثروت وجود دارد. البته فرد اختیار كل مال خود را دارد كه به هر نوع می خواهد تقسیم كند و به هركه می خواهد بدهد اما در كتاب اقدس نیز تقسیم ارثی وجود دارد كه توصیه  ونیز در مورد مال كسی كه وصیتی ندارد، اجرا می شود. مال فرد متصاعد میان هفت گروه تقسیم می شود كه میزان آن از بالا به پایین كاهش می یابد: فرزند، همسر، پدر و مادر، برادر و خواهر ، معلم.

از جمله معضلات باب روز در عرصهء اقتصاد مسالهء اعتصاب است؛ یعنی گرفتن حق یا ناحق خود از كارفرما به زور و با تعطیلی كار. حضرت عبدالبهاء این روش را مردود می شمارند و آن را عادلانه نمی دانند. كارگران نباید چنین كنند چون منجر به بی نظمی و زیاده خواهی ای می شود كه هیچ گاه تمامی هم نخواهد داشت. اما علت آن را نا عادلانه بودن دستمزد كارگر می دانند. كارفرمایان گاه حقوق كارگران را پایمال می كنند. راه حلی كه ارائه می شود تبدیل فعالیت ها به شركت های سهامی است كه درصدی از سهام به كارگرانی تعلق گیرد كه خود در آن شركت یا كارخانه مشغول به كاراند. به این شكل هم كارگران از حقوق بیشتری بهره می برند و هم چون در منافع كار شریك اند دیگر اقدام به تعطیلی نمی كنند كه به ضرر خود آنان نیز تمام می شود و با دلسوزی بیشتری كار می كنند.

دیانت بهایی در عرصهء اقتصاد بین المللی نیز راه كارهایی كلی ارائه می كند. چشم انداز برقراری نظم جهانی بهایی شامل مجمعی بین المللی متشكل از نمایندگانی از تمامی كشورهاست كه به انتخاب مردمان شان و بسته به تعداد جمعیت شان در آن مجمع حاضراند تا دربارهء امور جهانی تصمیم گیری كنند. در كنار چنین مجمعی محكمه ای بین المللی نیز تشكیل می شود كه به قضاوت و دادرسی در سطح جهانی قائم است. پلیس بین المللی وظیفهء‌ برقراری امنیت و تمامیت ارضی كشورهای جهان را برعهده دارد و ناظر بر اجرای تصمیمات مجمع جهانی و محكمهء كبرای بین المللی است. این مجمع جهانی نظارت بر تمامی منابع و معادن كل كرهء ارض را بر عهده دارد و از این نظر دیگر كشوری نمی تواند مثلا نفت موجود درمحدودهء جغرافیایی خویش را صرفا آن خود بداند یا دیگری طلا را برای خود بخواهد. تمامی عایدات و محصولات صنعتی و كشاورزی و دستاوردهای علمی و پزشكی و امثال آن در سطحی جهانی و تحت نظارت توزیعی عادلانه می شود تا در دسترس عموم اهل عالم قرار گیرد. این نظام كه عملكردی كمابیش مشابه صندوق های محلی را خواهد داشت، می تواند به حل بحران هایی مانند خشكسالی، سیل، زلزله وامثال آن كمك كند. مشكل یك كشور مشكل كل عالم است و همه در حل آن خواهند كوشید.

در امر بهایی، حداقل در الگوی اصلاحی كه حضرت عبدالبهاء برای ایران در رسالهء مدنیه توصیه می فرمایند، بر ایجاد روابط بین المللی از جمله در امور اقتصادی صحه گذاشته می شود. كشورها و ملل باید از دستاورد و تجربیات یكدیگر بهره برند. معاهدات تجاری در تبادلات كالا و ذخایر و امثال آن تشویق شده است.

تشویق كشورها به تحدید تسلیحات نظامی و ارتش، یكی از روش هایی است كه مخارج اضافه ای را مانع می شود كه نه تنها باعث بحران های مالی ملل هستند بلكه با ایجاد اضطراب و سوء تفاهم میان كشورها خود بر آغاز جنگ دامن می زنند. زمانی كه در جامعه ای جهانی نظارت تسلیحاتی بر كل عالم توسط پلیس جهانی انجام شود، نیازی به رقابت های تسلیحاتی و نظامی نخواهد بود. البته در این جا نیازی به توضیح میزان مخارجی كه صرف این قبیل فعالیت ها می شود، نیست.

اما اصلی اساسی كه در ادیان الهی مورد تاكید است و ورای تمامی راه حل ها می تواند پاسخگوی بسیاری از مسایل باشد، اصل انقطاع است. فعالیت اقتصادی تشویق می شود و عبادت است اما باید همه فعالیت ها همراه با انقطاع باشد. یعنی ثروت نباید تنها و اصلی ترین هدف حیات باشد. این اصل اگر واقعا مورد نظر باشد، نه تنها در زندگی شخصی بلكه در سطح جهانی نیز بسیار راهگشا خواهد بود.



[1] نظامات بهايي (ترجمه) ، ص 40

[2] همان، صص 13- 12

[3] همان، ص 36

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 15:37  توسط یک ایرانی  |